الغزالي

24

كيمياى سعادت ( فارسى )

نكند . « 1 » فصل هشتم - مراقبت حركات و سكنات خويش پس چون بدانستى كه در باطن تو اين چهار قهرمان و كارفرماى هست ، مراقب باش حركات و سكنات خويش را تا از اين چهار ، در طاعت كدامى . و به حقيقت بشناس كه هر حركتى كه بكنى ، صفتى در دل تو حاصل شود كه آن در تو بماند و در صحبت تو بدان جهان آيد ، و آن صفات را اخلاق گويند . و همهء اخلاق از اين چهار قهرمان شكافد [ 1 ] : اگر طاعت خنزير شهوت دارى ، در تو صفت پليدى و بىشرمى و حريصى و چاپلوسى و خسيسى و شماتت و حسد و غير آن پديد آيد ، و اگر وى را مقهور گردانى و بادب و زير دست دارى ، در تو صفت قناعت و خويشتن‌دارى و شرم و آرام و ظريفى و پارسايى و بىطمعى و كوتاه دستى پديد آيد ، و اگر كلب غضب را طاعت دارى ، در تو تهوّر و ناباكى [ 2 ] و لاف زدن و بارنامه كردن [ 3 ] و بزرگ خويشتنى [ 4 ] و افسوس كردن [ 5 ] و استخفاف كردن و خوار داشتن و در خلق افتادن پديد آيد ، و اگر اين سگ را بادب دارى ، در تو صبر و بردبارى و عفو و ثبات و شجاعت و ساكنى و شهامت و كرم پديد آيد ، و اگر آن شيطان را - كه كار وى آن است كه اين سگ و خوك را از جاى مىبرانگيزد و ايشان را دلير مىكند و حيلت و مكر مىآموزد - - طاعت دارى ، در تو صفت گربزى [ 6 ] و خيانت و تخليط و بداندرونى و فريفتن و تلبيس پديد آيد ، و اگر وى را مقهور دارى و به تلبيس وى فريفته - نشوى و لشكر عقل را نصرت كنى ، در تو زيركى و معرفت و علم و حكمت و صلاح و حسن خلق و بزرگى و رياست پديد آيد . و اين اخلاق نيكو كه با تو بماند از جملهء باقيات صالحات باشد و تخم سعادت تو بود .

--> [ 1 ] شكافد ، بيرون آيد ، منشعب شود . [ 2 ] ناباكى ، بىباكى . [ 3 ] بارنامه كردن ، نازش ، مباهات ، تفاخر . [ 4 ] بزرگ خويشتنى ، خود بزرگ بينى . [ 5 ] افسوس كردن ، استهزا كردن ، ريشخند كردن . [ 6 ] گربزى ، فريب‌كارى ، نيرنگ زنى . ( 1 ) ص 34 - ح 3 .